ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

337

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اطاعت او را گردن نهادند . او نيز پذيرفت و به آنان امان داد . اين واقعه در سال 541 هجرى قمرى رخ داد . تسلط عبد المؤمن به شهر مراكش عبد المؤمن ، وقتى از فاس و ساير نقاط آن نواحى فراغت يافت ، عازم شهر مراكش شد كه پايتخت كشور نقابداران بود و بزرگتر و مهم‌ترين شهر آن سرزمين به شمار ميرفت . درين وقت زمام فرمانروائى را اسحق بن على بن يوسف بن - تاشفين در دست داشت كه طفلى خردسال بود . عبد المؤمن در سال 541 هجرى قمرى بدين شهر رسيد و - خيمه‌هاى خود را در سمت غرب شهر بر روى كوهى كوچك برپا كرد و در آنجا براى خود و لشكريان خود شهرى ساخت . و در آن مسجدى بنا كرد . همچنين در آنجا كاخى براى خود ساخت كه مشرف و مسلط بر شهر باشد و آنجا بتواند احوال مردم شهر ، يعنى پيروان خود را ببيند و وضع جنگجويان و طرز جنگ آنان را نظارت كند . او در مدت يازده ماه ، با اهالى مراكش جنگ‌هاى بسيار كرد . از مرابطانى كه در مراكش بسر ميبردند ، مرتبا عده‌اى خارج مىشدند . و با سپاه او زد و خورد ميكردند . رفته رفته خواربار در مراكش كمياب شد و گرسنگى به مردم فشار آورد . يك روز لشكريان عبد المؤمن ، روى چهار دست و پا شروع به -